(دوم‌ـ1 پ م‌) بود. به‌عقيده‌ٴ او هركدام از قاره‌ها جز يكي‌از چهار توده‌ٴ خشكي مسكوني مشابه‌ نبود كه دو اقيانوس متقاطر آنها را از يكديگر جدا مي‌ساخت دوبه‌دو در نقطه‌ٴ مقابل يكديگر بودند. نظريه‌ٴ كراتس با كرويت زمين ملازمه داشت و مخالف نظر برخي آباي كليسا بود (ايسيس‌8،212 ـ 213)، ولي ماكروبيوس (پنجم ـ 1) و مارتيانوس كاپلا (پنجم ـ 2) از آن دفاع كردند و به وسيله‌ٴ آنان رواج زيادي يافت‌، گرچه هميشه در سده‌هاي ميانه مورد موافقت قرار نگرفت‌. اينان با اين موضوع آشنا بودند: ايزيدور اشبيلي (هفتم ـ 1)، بيد (هشتم ـ 1)، قديس فِرجيل‌ سالزبورگي (هشتم ـ 1)، ويليام كونكزي (دوازهم ـ 1)، آدلارد باثي (دوازدهم ـ 1)، برنارد سيلوستر (دوازدهم ـ 1)، لامبر سنت آموري (دوازدهم ـ 1)، جرالد ويلزي (دوازدهم ـ 2)، گادفري ويتربويي (دوازدهم ـ 2) ــ او همان كسي است كه كره‌ٴ زريني را درنظر گرفت كه با دو رشته‌ٴ متقاطر تقسيم شده باشد، يكي از نشان‌هاي امپراتوري مقدس روم و نماد جهان‌ِ كراتسي‌! ــ ژوفروا برتويي‌،1 رابرت گروستست (سيزدهم ـ 1) و... . ذكر واكنش هريك از آنان نسبت به آن‌ خالي از اطناب نيست‌. وضع آنان از قبول لفظي و سطحي تا اعتقاد اصيل متفاوت بود.2
در سراسر سده‌هاي ميانه‌، اعتقادات قديمي مربوط به رودخانه‌هاي جهان زيرزميني‌، خانه‌هاي بهشتي‌، جزيره‌هاي پرنعمت و غيره‌، كه اغلب آنها را در آن سوي درياها مي‌پنداشتند، با انديشه‌هاي كراتسي درآميخته بود، كافي است برداشت دانته را به‌ياد آوريم‌. او برزخ را درست در نقطه‌ٴ مقابل بيت‌المقدس قرار داد و البته بهشت را درآسمان (نك تصوير 8).
كاملاً عجيب است‌، بااين‌كه نظريه‌ٴ كراتسي مستلزم قبول كرويت زمين بود، برخي تعديلات‌ در آن مي‌توانست با فرضيه‌ٴ مسطح بودن زمين سازگار شود. اين فرضيه هرگز به‌كلي متروك نشد، مگر در آثار نجومي محض‌، و گه‌گاه در آثار بزرگان كليسا و نويسندگان سده‌هاي ميانه نمايان‌ گرديد. اينك قاره‌ٴ چهارم (ينگه‌دنيا) دقيقاً در نقشه‌ٴ جهان‌نماي قديس بئاتوس (هشتم ـ 2) و ساير نقشه‌هاي معروف به بئاتوس (از قبيل نقشه‌ٴ سن سور از اواسط سده‌ٴ يازدهم‌، مقدمه 1، ص 749 مشخص شده بود، ولي ينگه‌دنيا در اين نقشه‌ها فقط يك قاره‌ٴ جنوبي است و بسياري از مردم‌


1. من در جلد 2 از ذكر اين ژوفروا (ياگادفري‌) اهل برتوي يا سن ويكتور غفلت كرده‌ام‌. او در سال 1173 معاون دير بارب ـ آن اوژ و عضو كليساي سن ويكتور پاريس بود و در سال 1186 درگذشت‌. او كتاب عالم اصغر و گل‌هاي فلسفه را نوشت‌.

  HL (15, 69-85, 1820) A. Bonnetty: Le Fons philosophiae de Godefroi de Saint Victor (Annales de philosophie  chretienne 86, 201-62, 1874).

متن و بررسي تمام منظومه شامل 209 بند چهار خطي است (Chevalier (p. 1702, 1905.
2. براي تفصيل بيشتر نك‌
  (Armand Rainaud: Le continent austral. Hypotheseset decouvertes (491 p., Paris 1893) J. K. wright (1925